|
گفت: چرا اينقدر فاطمه را مي بويي؟ چرا اينقدر فاطمه را مي بوسي؟ چرا به هر ديدار فاطمه، تو جان دوباره مي گيري؟ گفتم: » خموش! عايشه! فاطمه بهشت من است، فاطمه كوثر من است، من از فاطمه بوي بهشت مي شنوم، فاطمه عين بهشت است، فاطمه جواز بهشت است، رضاي من در گروي رضاي فاطمه است، رضاي خدا در گروي رضاي فاطمه است، خشم فاطمه جهنم خداست و رضاي فاطمه بهشت خدا.« فاطمه جان! خاطر تو را نه فقط بدين خاطر مي خواهم كه تو دختر مني، تو سيده ي زنان عالمياني، تو برترين زن عالمي، خدا تو را چنين برگزيده است و خدا به تو چنين عشق مي ورزد. تولد حضرت فاطمه زهرا(س) ریحانه اله النبی و روز مادر و روز زن رو خدمت مادرعزیزم و تمامی مادران و زنان تبریک میگم روزتون مبارک |
|
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بسترهاى اعزاز خود را برايم بگستران، و مرا به شريعههاى رحمتت در آور، و به آغوش بهشت خود وارد ساز، و به راندن از خويش مرنجان، و به نااميدى از خود محروم مكن، و در گرو اعمالم مكش، و بر رفتارم خرده مگير، و رازم را آشكار مكن، و سرم را فاش مساز. و عملم را به ميزان عدالت مسنج و باطنم را پيش برگزيدگان خلق آشكار مدار، آنچه را كه انتشارش بر من ننگ است از ايشان بپوشان و آنچه را كه مرا پيش تو رسوا كند، از نظر ايشان در هم نورد. به رضاى خود درجهام را بلند كن، و به آمرزش خود عزتم را كامل ساز، و مرا در زمره اصحاب يمين در آور، و در راههاى ايمنان ببر، و در گروه رستگاران قرار ده، و مجالس صالحين را بوسيله من آباد ساز دعايم را مستجاب فرماى. اى پروردگار جهانيان |
|
فاطِمَةُ قالَتْ : قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ : یا فاطِمَةُ مَنْ صَلّی عَلَیْكَ غَفَرَ اللّهُ لَهُ، وَ اَلْحَقَهُ بی حَیْثُ كُنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرمود: ای فاطمه! هر كس بر تو صلوات بفرستد خداوند او را می آمرزد و در هر جای بهشت كه باشم وی را به من ملحق سازد. بحار الانوار، ج 43، ص 55 «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُكَ.» تا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت
اجرک الله یا بقیه الله برچسبها: فاطمه, ص |
|
دختر کوچولوی 2 ساله زیاد نتونست دوری مادر رو تحمل کنه... بی صبرانه منتظر بود تا مامانیشو ببینه و بهش بگه مامانی... و زهرای عزیز منتظر چنین لحظه ای بود تا بار دخترک رو بغل کنه و ارومش کنه این دو چقدر دلتنگ هم بودند و این دلتنگی 2 سال طول کشید دخترک چهار ساله شد و در یکی ازآخرین روزهای زمستانی سال 90 پیش مامانی رفت و داداششو تنها گذاشت و حالا این داداشی مونده با درد بی مادری و بی خواهری... داداشی وقتی مادرش رفت دلش قرص بود خواهرش هست و وقتی بزرگ شد میشه محرم رازش... فکر میکرد هروقت دلش برای مامانیش تنگ بشه وجود خواهر کوچولو آرومش میکنه ولی حالا خواهر و مامانی با هم هستن و داداشی تو این دنیا... زهرا جان چشمانت روشن... دختر کوچولوت زیاد نتونست دوریتو تحمل کنه و حالا اومده تا تو اغوشت براش لالایی بخونی.......نمی دونم چرا بابایی میخواست دخترک رو خودش تو قبر بزاره و داداشی بالای قبرخواهر کوچولو وایساده بود و نگاه میکرد... به چی فکر میکردی داداشی... داشتی با خواهر کوچیکه خداحافظی میکردی یا اینکه میخواستی برا آخرین بار نگاهش کنی... خدا میدونه اون لحظه به چی فکر میکردی یا شایدم میگفتی به مامانی سلام برسون.... زهرا جان اونروز که رفتنت را شنیدم باور نکردم همینطور که رفتنت دختر نازت باورکردنی نیست حالا دیگه آروم و با خیال راحت و بدون هیچگونه دلواپی بخواب ...آرومتر از همیشه... خداوند هر دوی شما عزیزان را رحمت کند |
|
سلام به دوستان خوبم... از مهمموناي جديد كه لطف كردن و به اين وبلاگ سرزدن ممنونم... خوشحال شدم مخصوصا از اهالي ساختمان همسران (البته فكرشو نميكردم بيايين چون خيلي وقته دوستان خوبم بچه اي قديم ديگه نميان البته حق دارن هركدوم از وب فاصله گرفتن و مدتي هم كه ميان سريع ميان و ميرن) در جواب او بزرگواري كه گفتن اينجا قرار نيست بروز بشه بايد بگم كه چون خيلي به اينترنت دسترسي ندارم باعث ميشه دير دير بيام بروز كنم و سر بزنم ... بازم ممنونم از كامنتها
شيخ مفيد(ره)... اين مقام عاليقدر رو نميشناختم ولي خب يه سري مسائل باعث شد كه بيام و در موردشون تحقيق كنم، يه سري چيزا كه تو مسير زندگيم قرار گرفت... خيلي دوست داشتم اين يه سري چيزا رو اينجا مينوشتم ولي مث اينكه بايد تو دلم نگه دارم... فقط همينو بگم كه خيلي خوشحالم ...ميخوام اطلاعاتمو در مورد اين بزرگوار كامل كنم اگه كسي در اين زمينه كتاب خاصي رو سراغ داره ممنون ميشم كمكم كنه... |
|
بعضی وقتا آدم کارهایی میکنه که نمیتونه فراموششون کنه ...
ممکنه تبدیل شه به خاطرات بره تو حافظه درازمدتش... پاک کردنش سخت میشه... آدم دوست داره به هر طریق شده اونا رو پاک کنه... اما براش تبدیل میشه به کابوس خاطره... خاطراتی که شیرین اما یاداوریش براش کابوس... کابوس خاطرات آدمو از پا درمیاره... ادمو تنها میکنه... یعنی دوست داره تو تنهاییاش باشه.... دوست نداره کسی بیاد تو خلوتش پا بزاره... کابوس خاطرات کم کم براش تبدیل میشه به غصه... غصه هایی که نمیدونه چطور باید اونا روز از ذهنش دورکنه... خدایا ازت میخوام غصه هامو ازم دور کنی... خدایا ما هرکاری انجام میدیم با اجازه خودته... اخه پس چرا... ؟ مهربانم کابوس خاطرات آزاردهنده رو از من دور کن....
|
|
زيرابزني چه راحت شده....! كارمند ميره تو اتاق رئيس در رو ميبنده و معلوم نيست چي ميگه كه رئيس داغ ميكنه... احضار ميكنه و بعد ميگه امروز تو جلسه مطرح ميشه همين الان خودتو اخراج شده بدون... كسي كه با صداقت كار ميكنه به خاطر دشمني يكي ديگه بايد اخراج بشه شرمنده خونواده بشه... حق الناس يعني چي...؟ آيا حق الناس غير اينه ...؟ چرا اون آقاي رئيس تجزيه و تحليل نميكنه...؟ چرا بررسي نميكنه... چرا مهلت نميده؟ چرا..........؟ چرا فقط خودشونو ميبينن؟ منافع خودشون... تا كي ميخواد اين وضع ادامه داشته باشه؟ همه ميگن صاحبمون كه بياد عدالت برقرار ميشه.... آقاجون كي ميايي؟ كي ميايي و ما رو از اين سرگرداني نجات ميدي...؟ كي ميايي و حق مظلوم رو از ظالم ميگيري...؟ اينايي كه تو اين دنيا تو اين وادي مظلوم واقع شدن و توان دفاع از حقشونو ندارن واقعا چشم اميدشون به شماست كه بيايي و .... پس بيا مولاي عزيزم سرورم بيا و چشم مظلومان رو به نور ديدنت روشن كن يابن الحسن روحي فداك |


